پنجشنبه ۲۷ اوت ۲۰۰۹

خوب بودن

روزهای کمی هستند در زندگیم که خوب می بینم، خوب می شنوم و خوب می خوانم. روزهای کمی هستند که فعالیت نمی کنم اما منفعل نیستم.
همیشه اگر به خواندنی ها، شنیدنی ها و دیدنی های دمِ دستم قانع باشم منفعل نمی شوم؟

سه‌شنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۰۸

دوستیمون بازم رفاقت می شه؟ نچ! دیگه نمی شه.

یکشنبه ۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۰۸

زندگی با مخلفات

بعضی آدمها جزییات زندگی رو "کشون کشون" به متن می آرند که روزها خوش تر بگذرند و فقط بعضی از این آدمها مهارت دارند که این کار رو استادانه انجام بدن. زندگی با مخلفاتش قشنگ تره اگر بلد باشی چی رو کِی اضافه کنی! اگر نه مخلفات و جزییات، زندگی رو روزمره می کنه و تحملش رو سخت تر.

دوشنبه ۲ ژوئن ۲۰۰۸

بچه‌های ایران

ذهن که شلخته شد جمع و جور کردنش سخت می‌شود. دیشب از فکر کردن به موضوعی که باید برای پایان‌نامه بردارم به این رسیدم که چه جور می‌شود "بچه‌های ایران" را "آزاده" پرورش داد؟ بچه‌های دبستانی و پیش‌دبستانی.
به جای اینکه رسانه‌ها خرج فحش دادن به کسانی شود که فرصت حظ بردن از آزادی و آزاداندیشی را نداشته‌اند؛ کلاس تمرین برقرار شود برای بچه‌هایشان.
کجا؟ نمی دانم. در اتاقی، در کتابی، در صفحه‌ای از مجله‌ای، در همه فرصتهایی که برای سرزنش بزرگترهای زبان نفهمشان داریم.

چهارشنبه ۲۸ مهٔ ۲۰۰۸

ملال منفعل

شاید ملال منفعلی که گریبان می گیرد از این است که دایم وضعیت آینده در حال محاسبه است: بعد از این مقاله کدام را باید خواند؛ بعد از این درس نمره کدام یکی می آید؟ بعد از دانشگاه چه می شود؟ بعد از کار، زندگی چگونه می گذرد؟ بعد از این سفر چه...؟
همین است که از تصور اینکه سریال های اِن قسمتی ببینم دلم آشوب می شود. نه می توانم فیلم را با دل خوش ببینم نه به کاری برسم.

یکشنبه ۲۵ مهٔ ۲۰۰۸

جمع روزنامه نگاران فارسی زبان در لندن


تحمل آب و هوای متغیر اینجا (که باعث می شه حال و روز آدم هم شدیدا بالا و پایین باشه) رو ندارم دیگه. شاید چون بلیط اوکی شده توی کمد دارم. این همایش اما وسوسه ام کرد که ده روز عقب بندازم ساعت سوار شدن به قطار ترمینال یک رو.

ترکیب مهمانهای ایرانی در حوزه روزنامه نگاری و سینمای ایران نشان می ده که به جای سخنرانی های فقط دانشگاهی، بازار بحث و گفت و گو از تجربیات هم داغ خواهد بود.


* بله! می دانم که پوستر همایش خیلی بی ربط است.

یکشنبه ۱۱ مهٔ ۲۰۰۸

برمه، بله و تئوری شوک

این گزارش تایم در مورد برمه را بخوانید(آیا زمان اشغال برمه فرارسیده؟). بوی "تئوری شوک" خانوم کلاین را نمی دهد؟ فقط بو!
من با حرف کلاین در مورد "شیوه" غیرانسانی اجرای سیاستهای خصوصی سازی موافقم. البته کتاب رو نخواندم که ببینم چی به چی هست و شناختم از اینجا و ویدئوهاست.
مردم برمه البته هم اکنون درحال "بله" گفتن از سر ناچاری به حکومتی هستند که درهای مملکت بلاگرفته رو بسته تا خدشه ای به "قدرت" وارد نشه.

شنبه ۱۰ مهٔ ۲۰۰۸

شکاف نظر-عمل در روزنامه نگاری


جذابیت این همایش برای من در تجربه شخصی بحث ها و بلکه کَل کَل ها درایران بود که روزنامه نگاری چقدر علم است و چقدر فن؟ چقدر تئوریک است و چقدر عملی؟ خیلی از فارغ التحصیل های روزنامه نگاری با این انتقاد مواجه شدند که روزنامه نگاری رو توی کلاس نمی شه یاد گرفت یا اینکه استادهای شما روزنامه نگار نبودند و اساسا نمی تونستند به شما چیزی یاد بدهند؟

موضوع اصلی همایش البته آموزش روزنامه نگاری نبود و شکاف بین نظر-عمل در مطالعات رسانه ای بود. هرچند در جمع بندی دو تا از پنل ها که من شرکت کردم چیزی جز این حرف منطقی که فن روزنامه نگاری و علم روزنامه نگاری باید به هم نزدیک بشوند در نیامد.

اما جالب ترین بخش ماجرا برای من کشف این شبکه رسانه و انسان شناسی بود که جان پاستل- یک آکادمیسین حسابی-ایجادش کرده. اعضای شبکه از طریق ای میل و شبکه هایی مثل فیس بوک با هم ارتباط دارند و روی این موضوع بحث می کنند. پاستل هم الان داره روی یک کتاب به نام Theorizing Media and Practice کار می کنه که ایده اصلی اش را ازهمین بحث ها و دو تحقیقی که در مالزی انجام داده، گرفته. یک بخش از این کتاب طبق چیزی که امروز در سخنرانیش گفت، تئوری عمل است که با کمک "زمینه های عمل" چتزکی نوشته شده(من حرفهای چتزکی روخیلی خوب نفهمیدم). اما به هر حال این شبکه نشون می ده که انسان شناسها هم دارند سعی می کنند روزنامه نگاری را از دریچه عمل-نظر بررسی کنند. و از قضا موفق هم بودند؛ شاید به دلیل اینکه نسبت به محقق های حوزه رسانه بیشتر مرد میدان هستند.

در ضمن اگر کسی به این حوزه علاقمند است؛ می تونم مجموعه مرجع هایی را که از همایش گرفتم براش بفرستم.

یکشنبه ۴ مهٔ ۲۰۰۸

سوء تفاهم

دنیای ما سرشار از سوء تفاهم است؛ می دانید چرا؟ شاید به این خاطر که زبان هم را نمی فهمیم، به حرف هم گوش نمی کنیم، هیچ متنی را دقیق نمی خوانیم، کلمات را با وسواس انتخاب نمی کنیم، خوب تجزیه و تحلیل نمی کنیم و از همه جالب تر، چون به هیچ عکسی خوب نگاه نمی کنیم (از: اينجا)
من دو تا "خوب" آخر را نفهميدم مخصوصا اولي را. اما خوب بودند اين جمله ها.

پنجشنبه ۱ مهٔ ۲۰۰۸

در سواز چه خبر؟

با استراحت مطلق زود هنگامی که امروز به خودم دادم خوشم!اگرچه به نظر خودم، عملکردم خیلی ناامید کننده بوده تا حالا. ارزیابی عملکردم از نظر استادهاکه همانا "نمره" است و بعد از نیم قرن درس خوندن هنوز برام مهمه را هم حتما به اطلاع می رسونم.

در ضمن دو تا برنامه خوب در سواز برگزار می شه این ماه:
یکی برنامه های هفته زبان های در خطر هست که هیجان انگیزه مخصوصا این فیلم زبان شناس ها.
و دومی هم همایش "ایران و جهان عرب، ژئوپلتیک و جنگ رسانه ای برای قدرت" است که نمی دونم به چه دلیلی لینکی ازش روی سایت دانشگاه وجود نداره. به هر حال جمعه(نه می) از ساعت 10.5 صبح تا 4.30 بعدازظهر برگزار می شه.