Tuesday، October 28، 2008
Sunday، July 13، 2008
زندگی با مخلفات
Monday، June 2، 2008
بچههای ایران
ذهن که شلخته شد جمع و جور کردنش سخت میشود. دیشب از فکر کردن به موضوعی که باید برای پایاننامه بردارم به این رسیدم که چه جور میشود "بچههای ایران" را "آزاده" پرورش داد؟ بچههای دبستانی و پیشدبستانی.
به جای اینکه رسانهها خرج فحش دادن به کسانی شود که فرصت حظ بردن از آزادی و آزاداندیشی را نداشتهاند؛ کلاس تمرین برقرار شود برای بچههایشان.
کجا؟ نمی دانم. در اتاقی، در کتابی، در صفحهای از مجلهای، در همه فرصتهایی که برای سرزنش بزرگترهای زبان نفهمشان داریم.
Wednesday، May 28، 2008
ملال منفعل
شاید ملال منفعلی که گریبان می گیرد از این است که دایم وضعیت آینده در حال محاسبه است: بعد از این مقاله کدام را باید خواند؛ بعد از این درس نمره کدام یکی می آید؟ بعد از دانشگاه چه می شود؟ بعد از کار، زندگی چگونه می گذرد؟ بعد از این سفر چه...؟
همین است که از تصور اینکه سریال های اِن قسمتی ببینم دلم آشوب می شود. نه می توانم فیلم را با دل خوش ببینم نه به کاری برسم.
Sunday، May 25، 2008
جمع روزنامه نگاران فارسی زبان در لندن
Sunday، May 11، 2008
برمه، بله و تئوری شوک
این گزارش تایم در مورد برمه را بخوانید(آیا زمان اشغال برمه فرارسیده؟). بوی "تئوری شوک" خانوم کلاین را نمی دهد؟ فقط بو!
من با حرف کلاین در مورد "شیوه" غیرانسانی اجرای سیاستهای خصوصی سازی موافقم. البته کتاب رو نخواندم که ببینم چی به چی هست و شناختم از اینجا و ویدئوهاست.
مردم برمه البته هم اکنون درحال "بله" گفتن از سر ناچاری به حکومتی هستند که درهای مملکت بلاگرفته رو بسته تا خدشه ای به "قدرت" وارد نشه.
Saturday، May 10، 2008
شکاف نظر-عمل در روزنامه نگاری
موضوع اصلی همایش البته آموزش روزنامه نگاری نبود و شکاف بین نظر-عمل در مطالعات رسانه ای بود. هرچند در جمع بندی دو تا از پنل ها که من شرکت کردم چیزی جز این حرف منطقی که فن روزنامه نگاری و علم روزنامه نگاری باید به هم نزدیک بشوند در نیامد.
اما جالب ترین بخش ماجرا برای من کشف این شبکه رسانه و انسان شناسی بود که جان پاستل- یک آکادمیسین حسابی-ایجادش کرده. اعضای شبکه از طریق ای میل و شبکه هایی مثل فیس بوک با هم ارتباط دارند و روی این موضوع بحث می کنند. پاستل هم الان داره روی یک کتاب به نام Theorizing Media and Practice کار می کنه که ایده اصلی اش را ازهمین بحث ها و دو تحقیقی که در مالزی انجام داده، گرفته. یک بخش از این کتاب طبق چیزی که امروز در سخنرانیش گفت، تئوری عمل است که با کمک "زمینه های عمل" چتزکی نوشته شده(من حرفهای چتزکی روخیلی خوب نفهمیدم). اما به هر حال این شبکه نشون می ده که انسان شناسها هم دارند سعی می کنند روزنامه نگاری را از دریچه عمل-نظر بررسی کنند. و از قضا موفق هم بودند؛ شاید به دلیل اینکه نسبت به محقق های حوزه رسانه بیشتر مرد میدان هستند.
در ضمن اگر کسی به این حوزه علاقمند است؛ می تونم مجموعه مرجع هایی را که از همایش گرفتم براش بفرستم.
Sunday، May 4، 2008
سوء تفاهم
Thursday، May 1، 2008
در سواز چه خبر؟
با استراحت مطلق زود هنگامی که امروز به خودم دادم خوشم!اگرچه به نظر خودم، عملکردم خیلی ناامید کننده بوده تا حالا. ارزیابی عملکردم از نظر استادهاکه همانا "نمره" است و بعد از نیم قرن درس خوندن هنوز برام مهمه را هم حتما به اطلاع می رسونم.
در ضمن دو تا برنامه خوب در سواز برگزار می شه این ماه:
یکی برنامه های هفته زبان های در خطر هست که هیجان انگیزه مخصوصا این فیلم زبان شناس ها.
و دومی هم همایش "ایران و جهان عرب، ژئوپلتیک و جنگ رسانه ای برای قدرت" است که نمی دونم به چه دلیلی لینکی ازش روی سایت دانشگاه وجود نداره. به هر حال جمعه(نه می) از ساعت 10.5 صبح تا 4.30 بعدازظهر برگزار می شه.
Tuesday، April 29، 2008
زندگی چه جوریه؟
امروز وقتی داشتم زیر بارون از کتابخونه برمی گشتم احساس کردم یه جوری شدم.
بیشتر از یک ماهه که صبح می رم کتابخونه و شب معمولا ده و یازده میام بیرون. این موضوع ناراحتم نمی کنه چون همیشه دوست داشتم وقتم رو طوری بگذرونم که چیز یاد بگیرم اما نمی دونم چرا زندگیم یه جوری شده.
من در بهترین شرایط ممکن مهاجرت کردم:
برای درس خوندن در رشته مورد علاقه ام .
بدون دغدغه مالی.
در شرایط استثنایی از نظر اینکه تعداد زیادی از دوستان همفکرم هم توی همین شهر هستند.
حتی توی خونه هم زندگی دانشجویی( به معنایی که زندگی دانشجویی توی لندن داره) ندارم.
اما زندگیم رو در این شهر دوست ندارم.

